[ad_1]

فعالیت هایی که جوانان قبلاً برای ثبات و شادی به آنها اعتماد کرده بودند ، مختل شد. باشگاه های فوق برنامه و روزهای تولد اکثراً لغو می شوند. این آیین ها برای عبور به عنوان یک جشن جشن و بازگشت به خانه است. دانش آموزان بخشهای عظیمی از هفته خود را به تماشای صفحه های بزرگنمایی می گذرانند. بدون پیش بینی حوادث و سنت های مدرسه ، بسیاری می گویند که آنها تلاش می کنند صبح از رختخواب خارج شوند.

آیدان هوفورد ، كلاس دوم دبیرستان 15 ساله در دبیرستانی در پارادایز ، یك منطقه حومه ای در شمال نیویورك ، كه در مدرسه اش قبلاً آموزش انسانی و از راه دور را تركیب كرده است ، گفت: “همه چیز در حال حاضر به بن بست رسیده است.” “ما چیزی برای انتظار نداریم. در روزهای مجازی ، سه ساعت کنار کامپیوتر می نشینم ، ناهار می خورم ، کمی راه می روم ، سه ساعت می نشینم و سپس روزم را تمام می کنم. همه اینها فقط یک چرخه است. “

آیدن خود را به عنوان “بچه تئاتر” مشتاق توصیف می کند و چشم به راه بازی مدرسه و المپیاد علمی خود بود. با کسانی که اکنون از آنها سوال می شود ، او برای الهام بخشیدن به یک جلسه آنلاین آنلاین برای مشاوره رهبری دانش آموزان متوسل شد. اما معلوم شد که این امر روحیه روحی او را کم کرده است زیرا او در ماندن در مکالمه مقیاس بندی مشکل داشت.

وی گفت: “من با دوربین خاموش به رختخواب رفتم و منتظر شدم که دوربین تمام شود.” “این غم انگیز و تا حدی تنها است.” وی با بیان اینکه برقراری ارتباط جدید با همکلاسی ها در یک فضای مجازی تقریباً غیرممکن است ، اضافه کرد: “مگر اینکه خیلی تلاش کنید ، امسال فرصتی برای یافتن دوستان جدید وجود ندارد.”

انزوا به ویژه برای جوانانی که با اضطراب مزمن یا افسردگی دست و پنجه نرم می کنند و معمولاً برای راحتی به محافل اجتماعی خود اعتماد می کنند ، چالش برانگیز است. نیکول دی مایو که اخیراً 19 ساله شده است ، طی سالیان گذشته تکنیک هایی برای کنترل اضطراب خود ایجاد کرده است. او با دوستانش صحبت می کند ، مادرش را بغل می کند ، آموزش می بیند و کتاب می خواند – به حدی که خانواده اش او را شاهزاده خانم بل ، به عنوان قهرمان اصلی “زیبایی و جانور” صدا می کنند. اما به نظر می رسد در ماههای اول همه گیری هیچ چیزی کارساز نیست.

مادر نیکول در اواخر ماه مارس پس از مراقبت از یک بیمار ویروسی کرونا در بیمارستان Coney Island ، جایی که او به عنوان یک پرستار کار می کند ، از Covid بیمار شد. نیکول سرپرست مادر و خانواده اش شد. او هر روز ساعت 5 صبح از خواب بیدار می شد تا خانه را تمیز کند ، از خواهر کوچکترش مراقبت کند و غذاهای غنی از پروتئین را که هنگام فشار به وظایف مدرسه جلوی درب اتاق خواب مادرش ریخته بود ، بپزد. مادرش در صورت عدم پذیرش ریه ها مایل به تهویه هوا نبود ، بنابراین هر بار که برای معالجه به اورژانس می رفت ، نیکول ترسید که دیگر هرگز برنگردد.

[ad_2]

منبع: key-news.ir