[ad_1]

او ادامه داد ، منظور او این بود که فیلم هایش فقط مربوط به عشق به خود نبودند. آنها این ایده را که نشستن در مقابل کامپیوتر سریعترین راه برای از بین بردن مخرب خود و بدن است سریعاً رد می کنند ، مانند آن دسته از گیمرهایی که هر از گاهی درباره آنها می خوانید و بعد از چند روز بدون آب و غذا مرده پیدا می شوند. وی گفت: “وقتی به صنعت یوگا یا صنعت سلامتی فکر می کنم ،” من به فرهنگی فکر می کنم که عمدا یا ناخواسته ضعف شما را به بازار عرضه می کند. “میشلر عمل خود را یک گزینه دوستانه و دوستانه می داند. او در یکی از فیلم های خود به بینندگان نشان می دهد که چگونه بغل کنند. در نظر گرفتن این توالی تنها در صورتی منطقی خواهد بود که این فرض را بپذیرید که اکثر مردم نسبت به خود احساس بیگانگی عمیق می کنند.

نه ماه پس از بیماری همه گیر ، میشلر به من گفت که هنوز غریبه ها را از آن زن در فروشگاه فروش خارج نکرده است. وقتی در ماه نوامبر با تلفن صحبت کردیم ، او تازه با دوست پسرش سفری به غرب تگزاس کرده بود ، جایی که آنها برای پیاده روی رفته بودند ، اینترنت را نادیده گرفتند و آنچه او “تلویزیون اسکای” نامید تماشا کردند که فقط … آسمان وی با صداقت همیشگی میشلر گفت: “این یک برنامه ریزی مداوم است.” “ما با ماه کامل آنجا بودیم.” این دیدار تا حدی سرگرم کننده و تا حدی کارساز بود زیرا او همچنین برای دسته بعدی فیلم ها آماده می شد. میشلر درباره موضوعات می اندیشد و موضوع ژانویه نفس کشیدن است. زیر ستاره های غرب تگزاس ، او در مورد تنفس تأمل می کند: “تنفس ابزاری آرامبخش است. نفس کشیدن سوختی است که ما را به حرکت در می آورد. نفس حق تولد است. “اما پس از آن ،” هنگامی که ذهنش به قتل جورج فلوید معطوف شد ، مجبور شد با واژه حق تولد مکث کند.

با یادآوری این موضوع از طریق تلفن ، او شروع به گریه آرام کرد. لحظه عجیبی بود. مرگ فلوید نه تنها یکی از بزرگترین موجهای اعتراض در تاریخ ایالات متحده را شعله ور کرد ، بلکه همچنین فاسقانه ترین رفتار در تاریخ افراد با نفوذی بود که در مقابل اعتراضات لباسهای امواج بور ساحلی و لب قرمز پررنگ خود را انجام می دادند – تلاش برای کمک ، شاید ، اما همچنین از یک لحظه عزاداری و خشم استفاده کنید. برای شخص دیگری غیر از میشلر ، انتقال از تنفس یوگیک به خشونت دولتی می تواند قانع کننده یا بدتر از آن بدبینی باشد.

اما از طریق تلفن ، او صادقانه ظاهر شد و این کیفیت او بود – سطح همدلی آنقدر قوی که تقریباً شبیه آسیب مغزی به نظر می رسید – که مردم او را دوست داشتند. این همان چیزی است که به او امکان می دهد از طریق صفحه نمایش لپ تاپ با افراد زیادی صحبت کند که در غیر این صورت بی اثر یا دلگیر هستند. میشلر فرضیه اصلی یوگا را از بین برد – این ایده که همه روی زمین به چیزی برای کمک نیاز دارند – و همه عناصری را که می توانند دافعه آور باشند رد کرد: بلورها ، کمال گرایی ، منیت ، لباس های گران قیمت ، رقابت. او حتی از شر استودیو خلاص شد. مزیت تدریس در YouTube این است که مردم را مجبور می کند به تنهایی آرامش پیدا کنند – نه در کلاسهایی که توسط دانشجویان دیگر احاطه شده اند ، نه با مخاطب و نه زیر نظر مربی. همانطور که دیدیم ، این چیزها می توانند یک شبه ناپدید شوند و این باعث می شود که در تمام این مدت با آنچه میکلر به دست می آورد مبارزه کنیم. او تلفنی از من پرسید: “تو کی هستی که خودت را معرفی نمی کنی؟” وقتی هیچ کس نظاره گر آن نیست ، چه می کنی؟

[ad_2]

منبع: key-news.ir